خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر از ظهور سحر و پایان شب سخن می‌گوید. سحر به عنوان نماد امید و روشنایی، از تاریکی و ترس‌های شب خبر می‌دهد. با استفاده از تصاویر زیبا مانند ماه نادیده، شهاب‌ها، و آتش فلق، شاعر انتقال از تاریکی به نور را به تصویر می‌کشد. امید و رهایی از ظلمت، موضوع اصلی شعر است.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند امید و ظلمت، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شهاب‌ها و شب

ز ظلمت ِ رمیده خبر می‌دهد سحر
شب رفت و با سپیده خبر می‌دهد سحر
در چاه ِ بیم، امید به ماه ِ ندیده داشت
و اینک ز مهر ِ دیده خبر می‌دهد سحر
از اختر ِ شبان، رمهٔ شب رمید و رفت
وز رفته و رمیده خبر می‌دهد سحر
زنگار خورد جوشن ِ شب را، به نوشخند
از تیغ ِ آبدیده خبر می‌دهد سحر
باز از حریق ِ بیشهٔ خاکسرین فلق
آتش به جان خریده خبر می‌دهد سحر
از غمز و ناز انجم و از رمز و راز ِ شب
بس دیده و شنیده خبر می‌دهد سحر
نطغ ِ شَبَق مرصع و خنجر زُمُرّداب
با حنجر ِ بریده خبر می‌دهد سحر
بس شد شهید ِ پردهٔ شب‌ها، شهاب‌ها
و آن پرده‌های دریده خبر می‌دهد سحر
آه، آن پریده رنگ که بود و چه شد، کز او
رنگش ز ِ رخ پریده خبر می‌دهد سحر؟
چاووشخوان ِ قافلهٔ روشنان، امید!
از ظلمت ِ رمیده خبر می‌دهد سحر
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

قبلی:در حیاط کوچک پاییز، در زندان
گوهر بعدی:ییلاقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.