خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن شعری است که از طبیعت، فصل‌ها و احساسات انسانی سخن می‌گوید. شاعر از بهار، زمستان، پرندگان و مناظر طبیعی صحبت می‌کند و احساساتی مانند شادی، غم و تنهایی را بیان می‌نماید. همچنین، اشاراتی به زندگی ساده و روستایی دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق احساسی و نمادین است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

در این شبگیر

کدامین جام و پیغام صبوحی مستتان کرده ست؟ ای مرغان
که چونین بر برهنه شاخه‌های این درخت برده خوابش دور
غریب افتاده از اقران به ستانش در این بیغولهٔ مهجور
قرار از دست داده، شاد می شنگید و می‌خوانید؟
خوشا، دیگر خوشا حال شما، اما
سپهر پیر بد عهد است و بی مهر است، می‌دانید؟
کدامین جام و پیغام؟ اوه
بهار، آنجا نگه کن، با همین آفاق تنگ خانهٔ تو باز هم آن کوه‌ها
پیداست
شنل برفینه شان دستار گردن گشته، جنبد، جنبش بدرود
زمستان گو بپوشد شهر را در سایه‌های تیره و سردش
بهار آنجاست، ها، آنک طلایه ی روشنش، چون شعله‌ای در دود
بهار اینجاست، در دل‌های ما، آوازهای ما
و پرواز پرستوها در آن دامان ابرآلود
هزاران کاروان از خوبتر پیغام و شیرین‌تر خبرپویان و گوش آشنا جویان
تو چه شنفتی به جز بانگ خروس و خر
در این دهکور دور افتاده از معبر
چنین غمگین و هایاهای
کدامین سوگ می گریاندت ای ابر شبگیران اسفندی؟
اگر دوریم اگر نزدیک
بیا با هم بگرییم ای چو من تاریک
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حالت
گوهر بعدی:و نه هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.