خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

متن درباره زنبور عسلی است که مست و بی‌خیال از گلی به گل دیگر می‌رود و کندوی خود را فراموش کرده است. زنبور در برابر گل داوودی مات و مبهوت مانده و از خود می‌پرسد که چه افسون یا جادویی باعث این فراموشی شده است.

متن دارای مفاهیم نمادین و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوع فراموشی و حیرت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲ - تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشهٔ کندوی یادش را

تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشهٔ کندوی یادش را
می‌مکید از هر گلی نوشی
بی خیال از آشیان سبز، یا گلخانهٔ رنگین
کآن ره آورد بهاران است، وین پاییز را آیین
می‌پرید از باغ آغوشی به آغوشی
آه، بینم پر طلا زنبور مست کوچکم اینک
پیش این گلبوته ی زیبای داوودی
کندویش را در فراموشی تکانده ست، آه می‌بینم
یاد دیگر نیست با او، شوق دیگر نیستش در دل
پیش این گلبوته ی ساحل
برگکی مغرور و باد آورده را ماند
مات مانده در درون بیشهٔ انبوه
بیشهٔ انبوه خاموشی
پرسد از خود کاین چه حیرت بار افسونی ست؟
و چه جادویی فراموشی؟
پرسد از خود آنکه هر جا می‌مکید از هر گلی نوشی
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:مرداب
گوهر بعدی:خزانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.