خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق خود سخن میگوید. او از تأثیرات عشق معشوق بر محیط اطراف، مانند گرمابه و شانه، صحبت میکند و زیبایی معشوق را با عناصر طبیعت مانند نور و گل مقایسه میکند.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و زیبایی ممکن است نیاز به بلوغ فکری بیشتری برای درک کامل داشته باشند.
غزل ۲۴۰۹ - که بوده است تو را دوش یار و همخوابه؟
کِه بوده است تو را دوشْ یار و همخوابه؟
که از خَویِ تو پُر از مُشک گشت گَرمابه ۱
چو شانه سنگ زِ عشقِ تو شاخْ شاخ شُدهست
پریت خوانده به حَمّام و کردهاَت لابه ۲
چو شانه زُلْفِ تو را دید شُد هر انگشتش
دلیل و آلتِ تَهْلیل هَمچو سَبّابه ۳
زِ نورِ رویِ تو پُر گشت خَلْوَتِ حَمّام
که جُمله قُبّه زُجاجی شُدهست چون تابه ۴
خَمُش که گِل مَثَلِ آب از تو یافت صَفا
که هر کِه نِسْبَتِ تو یافت گشت نَسّابه ۵
که از خَویِ تو پُر از مُشک گشت گَرمابه ۱
چو شانه سنگ زِ عشقِ تو شاخْ شاخ شُدهست
پریت خوانده به حَمّام و کردهاَت لابه ۲
چو شانه زُلْفِ تو را دید شُد هر انگشتش
دلیل و آلتِ تَهْلیل هَمچو سَبّابه ۳
زِ نورِ رویِ تو پُر گشت خَلْوَتِ حَمّام
که جُمله قُبّه زُجاجی شُدهست چون تابه ۴
خَمُش که گِل مَثَلِ آب از تو یافت صَفا
که هر کِه نِسْبَتِ تو یافت گشت نَسّابه ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۰۸ - چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱۰ - مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.