خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق می‌گوید. در بخش اول، توصیف شب‌های پر از اشتیاق و دل‌تنگی برای معشوق است. در بخش دوم، شاعر از رفتن معشوق و غم ناشی از آن سخن می‌گوید و احساس تنهایی و تاریکی را به تصویر می‌کشد.

محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق مانند عشق، فراق، و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شعر ِ سفر

همه شب با دلم کسی می گفت
( سخت آشفته ای ز دیدارش
صبحدم با ستارگان سپید
می رود ،می رود ، نگهدارش )

من به بوی تو رفته از دنیا
بی خبر از فریب فرداها
روی مژگان نازکم می ریخت
چشمهای تو چون غبار طلا
تنم از حس دستهای تو داغ
گیسویم در تنفس تورها
می شکفتم ز عشق و می گفتم
( هر که دلداده شد به دلدارش
ننشیند به قصد آزارش
برود ، چشم من به دنبالش
برود ، عشق من نگهدارش )

آه ، اکنون تو رفته ای و غروب
سایه می گسترد به سینهٔ راه
نرم نرمک خدای تیرهٔ غم
می نهد پا به معبد نگهم
می نویسد به روی هر دیوار
آیه هایی همه سیاه سیاه
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:روی ِ خاک
گوهر بعدی:باد ما را خواهد برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.