خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و غم عشق میگوید و از چشم و دل میخواهد که در این غم او را همراهی کنند. همچنین اشاره میکند که دل او هنوز در عشق ناآموخته است و نیازی به توضیح ندارد.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۱۵۹ - چون نیست پدید در غمم بیرون شو
چون نیست پدید در غمم بیرون شو
ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو ۱
ای دل تو نوآموز نهای در غم عشق
حاجت نبود مرا که گویم چون شو ۲
ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو ۱
ای دل تو نوآموز نهای در غم عشق
حاجت نبود مرا که گویم چون شو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۵۸ - مؤذن پسری تازهتر از لالهٔ مرو
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۰ - ای روی تو از تازه گل بربر به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.