خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید. او از رنجهای عشق، از جمله حسادت، شکست و جدایی، صحبت میکند. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند و از خواب دیدن معشوق و خوشبختی ناشی از آن سخن میگوید. در نهایت، شاعر از زیبایی شمس تبریز و تأثیر آن بر خود میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم موجود در متن نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی و عشق دارند.
غزل ۲۳۹۷ - ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
ای گِردِ عاشقانَت از رَشکْ تَخته بَسته
وِیْ جُمله عاشقانَت از تَخت و تَخته رَسته ۱
صد مُطْرِقه کَشیده در یک قَدَحْ بِکَرده
صد زین قَدَح کَشیده، چون عاقلانْ نِشَسته ۲
یک ریسْمان فَکَندی، بُردیم بر بلندی
من در هوا مُعَلَّق، وان ریسَمانْ گُسَسته ۳
از آهوانِ چَشمَت ای بَس که شیرِ عشقت
هم پوست بَردَریده، هم استخوانْ شِکَسته ۴
دیدن به خواب در شب ماهِ تو را مُبارک
وَزْ بامْدادْ رویَت دیدن زِهی خُجَسته ۵
ای بَندهٔ کَمینَت، گشته چو آبْگینه
بِشْکَسته آبگینه، صد دست و پا بِخَسته ۶
در حُسنِ شَمسِ تبریز، دُزدیده بِنْگَریدَم
زِه گفتم و زِ غَیرت تیر از کَمان بِجَسته ۷
وِیْ جُمله عاشقانَت از تَخت و تَخته رَسته ۱
صد مُطْرِقه کَشیده در یک قَدَحْ بِکَرده
صد زین قَدَح کَشیده، چون عاقلانْ نِشَسته ۲
یک ریسْمان فَکَندی، بُردیم بر بلندی
من در هوا مُعَلَّق، وان ریسَمانْ گُسَسته ۳
از آهوانِ چَشمَت ای بَس که شیرِ عشقت
هم پوست بَردَریده، هم استخوانْ شِکَسته ۴
دیدن به خواب در شب ماهِ تو را مُبارک
وَزْ بامْدادْ رویَت دیدن زِهی خُجَسته ۵
ای بَندهٔ کَمینَت، گشته چو آبْگینه
بِشْکَسته آبگینه، صد دست و پا بِخَسته ۶
در حُسنِ شَمسِ تبریز، دُزدیده بِنْگَریدَم
زِه گفتم و زِ غَیرت تیر از کَمان بِجَسته ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹۶ - ای پاک از آب و از گل، پایی درین گلم نه
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹۸ - آن دم که دررباید، باد از رخ تو پرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.