خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربههای عرفانی و روحانی خود سخن میگوید. او از مواجهه با عناصر طبیعت مانند مرداب، خار، درختان و شب صحبت میکند و این عناصر را با احساسات و حالات درونی خود پیوند میزند. در نهایت، او به دیدار معشوق یا حقیقت میرسد و احساس رهایی میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر و استعارهها مانند 'رفتم به نماز'، 'چهره مرگ' و 'صخره درد' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
و شکستم، و دویدم، و فتادم
درها به طنین های تو وا کردم.
هر تکه نگاهم را جایی افکندم، پر کردم هستی ز نگاه.
بر لب مردابی، پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز.
در بن خاری، یاد تو پنهان بود، برچیدم، پاشیدم به جهان.
بر سیم درختان زدم آهنگ ز خود روییدن، و به خود گستردن.
و شیاریدم شب یکدست نیایش، افشاندم دانه راز.
و شکستم آویز فریب.
و دویدم تا هیچ. و دویدم تا چهره مرگ، تا هسته هوش.
و فتادم بر صخره درد. از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم، لرزیدم.
وزشی می رفت از دامنه ای، گامی همره او رفتم.
ته تاریکی، تکه خورشیدی دیدم، خوردم، و ز خود رفتم، و رها بودم.
هر تکه نگاهم را جایی افکندم، پر کردم هستی ز نگاه.
بر لب مردابی، پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز.
در بن خاری، یاد تو پنهان بود، برچیدم، پاشیدم به جهان.
بر سیم درختان زدم آهنگ ز خود روییدن، و به خود گستردن.
و شیاریدم شب یکدست نیایش، افشاندم دانه راز.
و شکستم آویز فریب.
و دویدم تا هیچ. و دویدم تا چهره مرگ، تا هسته هوش.
و فتادم بر صخره درد. از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم، لرزیدم.
وزشی می رفت از دامنه ای، گامی همره او رفتم.
ته تاریکی، تکه خورشیدی دیدم، خوردم، و ز خود رفتم، و رها بودم.
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:و
گوهر بعدی:و چه تنها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.