خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر نمادین از هوشنگ گلشیری، دیدگاههای مختلف موجودات (قناری، ماهی، کرکس، کوسه) را درباره محیط زندگیشان بیان میکند و در نهایت انسان را به تصویر میکشد که ساکت است و اشک میریزد. این اثر به نقد زندگی، مرگ و طبیعت میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم نمادین و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین موضوعاتی مانند مرگ و نقد اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
قناری گفت...
به هوشنگ گلشیری
قناری گفت: ــ کُرهی ما
کُرهی قفسها با میلههای زرین و چینهدانِ چینی.
ماهی سُرخِ سفرهی هفتسیناش به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار
متبلور میشود.
کرکس گفت: ــ سیارهی من
سیارهی بیهمتایی که در آن
مرگ
مائده میآفریند.
کوسه گفت: ــ زمین
سفرهی برکتخیزِ اقیانوسها.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستینش از اشک تَر بود.
۱۳۷۳
قناری گفت: ــ کُرهی ما
کُرهی قفسها با میلههای زرین و چینهدانِ چینی.
ماهی سُرخِ سفرهی هفتسیناش به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار
متبلور میشود.
کرکس گفت: ــ سیارهی من
سیارهی بیهمتایی که در آن
مرگ
مائده میآفریند.
کوسه گفت: ــ زمین
سفرهی برکتخیزِ اقیانوسها.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستینش از اشک تَر بود.
۱۳۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:ما نیز...
گوهر بعدی:نه عادلانه نه زيبا بود...
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.