خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر تصاویر شاعرانهای از طبیعت و رؤیا ارائه میدهد، با توصیفاتی مانند گوی طلای گداخته، شبح اسب یالافشان، و نقش رمهای بر مخمل نخنما. فضای شعر سرشار از رنگهای طلایی و فیروزهای است و حس گذر زمان و رویا را القا میکند.
مفاهیم انتزاعی و تصاویر شاعرانه ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد. همچنین، درک کامل زیباییشناسی و عمق احساسی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
پاییز
برای غلامحسین ساعدی
گویِ طلای گداخته
بر اطلسِ فیروزهگون
[سراسرِ چشمانداز
در رؤیایی زرین میگذرد.]
و شبحِ آزادْگَردِ هَیونی یالافشان،
که آخرین غبارِ تابستان را
کاهلانه
از جادهی پُرشیب
بر میانگیزد.
و نقشِ رمهیی
بر مخملِ نخنما
که به زردی
مینشیند.
□
طلا
و لاجورد.
طرحِ پیلی
در ابر و
احساسِ لذتی
از آتش.
چشمانداز را
سراسر
در آستانهی خوابی سنگین
رؤیایی زرین میگذرد.
۱۳۴۵
گویِ طلای گداخته
بر اطلسِ فیروزهگون
[سراسرِ چشمانداز
در رؤیایی زرین میگذرد.]
و شبحِ آزادْگَردِ هَیونی یالافشان،
که آخرین غبارِ تابستان را
کاهلانه
از جادهی پُرشیب
بر میانگیزد.
و نقشِ رمهیی
بر مخملِ نخنما
که به زردی
مینشیند.
□
طلا
و لاجورد.
طرحِ پیلی
در ابر و
احساسِ لذتی
از آتش.
چشمانداز را
سراسر
در آستانهی خوابی سنگین
رؤیایی زرین میگذرد.
۱۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:Postumus
بعدی:مرثیههای خاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.