خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر رازی را با عناصر طبیعت و بیجانها در میان میگذارد، اما در نهایت به سکوت و اشک میرسد. این شعر بیانگر تنهایی، ناگفتهها و احساسات عمیق است.
مفاهیم عمیق احساسی و تنهایی در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
راز
با من رازی بود
که به کو گفتم
با من رازی بود
که به چا گفتم
تو راهِ دراز
به اسبِ سیا گفتم
بیکس و تنها
به سنگای را گفتم
□
با رازِ کهنه
از را رسیدم
حرفی نروندم
حرفی نروندی
اشکی فشوندم
اشکی فشوندی
لبامو بستم
از چشام خوندی
۱۳۳۴/۴/۷
که به کو گفتم
با من رازی بود
که به چا گفتم
تو راهِ دراز
به اسبِ سیا گفتم
بیکس و تنها
به سنگای را گفتم
□
با رازِ کهنه
از را رسیدم
حرفی نروندم
حرفی نروندی
اشکی فشوندم
اشکی فشوندی
لبامو بستم
از چشام خوندی
۱۳۳۴/۴/۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شبانه
گوهر بعدی:پریا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.