خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر به دنبال نوشتن شعری است که هم از قلب و هم از بازویش سخن بگوید. او خود را به عنوان خاکستر سردی توصیف میکند که شعلهی عصیانها در اوست، دریای آرامی که فریاد توفانها در اوست، و سرداب تاریکی که آتش ایمانها در اوست.
مفاهیم عمیق و انتزاعی شعر مانند عصیان، آرامش، ایمان و تردید ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. این محتوا更适合 افرادی که توانایی تحلیل و درک مفاهیم پیچیدهتر را دارند.
شبانه
شبانه شعری چگونه توان نوشت
تا هم از قلبِ من سخن بگوید، هم از بازویم؟
شبانه
شعری چنین
چگونه توان نوشت؟
□
من آن خاکسترِ سردم که در من
شعلهی همه عصیانهاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفانهاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمانهاست.
۱۳۳۱
تا هم از قلبِ من سخن بگوید، هم از بازویم؟
شبانه
شعری چنین
چگونه توان نوشت؟
□
من آن خاکسترِ سردم که در من
شعلهی همه عصیانهاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفانهاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمانهاست.
۱۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بودن
گوهر بعدی:شبانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.