خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از شب طولانی و غمگین خود میگوید که شبیه یلدا بوده و مونس غمگسارش نیامده است. او تمام شب تا سحر بیدار مانده و اشک ریخته و از خداوند میخواهد که او را تنها نگذارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و معنوی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و تنهایی نیاز به بلوغ ذهنی برای درک مناسب دارد.
رباعی ۱ - دوشینه شبم بود شبیه یلدا
دوشینه شبم بود شبیه یلدا
آن مونس غمگسار نامد عمدا ۱
شب تا به سحر ز دیده دُر میسفتم
میگفتم رب لاتذرنی فردا ۲
آن مونس غمگسار نامد عمدا ۱
شب تا به سحر ز دیده دُر میسفتم
میگفتم رب لاتذرنی فردا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:رباعی ۲ - حمامی را بگو گرت هست صواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.