متن فوق به بررسی موضوع رقص در شریعت و طریقت میپردازد و بیان میکند که رقص از نظر شرعی و عقلی هیچ پایهای ندارد و به عنوان لهو (بازیچه) شناخته میشود. برخی از مشایخ صوفیه حرکات وجدانی (حالات روحانی) داشتهاند، اما گروهی از مردم به اشتباه این حرکات را تقلید کرده و آن را به عنوان بخشی از تصوف معرفی کردهاند. نویسنده تأکید میکند که این حرکات اگر از روی وجد و حال روحانی باشد، رقص محسوب نمیشود، اما کسانی که بدون تجربهٔ حالات روحانی، این حرکات را انجام دهند، از راه راست دور شدهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق دینی و عرفانی است و درک آن نیازمند آشنایی با مبانی فقهی و تصوف است. همچنین، بحث دربارهٔ موضوعاتی مانند رقص و لهو ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون راهنمایی مناسب گمراهکننده باشد.
باب الرّقص
و در جمله پای بازی شرعاً و عقلاً زشت باشد از اجهل مردمان و محال بود که افضل مردمان آن کنند.
اما چون خفتی مر دل را پدیدار آید و خفقانی بر سر سلطان شود وقت قوت گیرد حال اضطراب خود پیدا کند ترتیب و رسوم برخیزد. آن اضطراب که پدیدار آید نه رقص باشد ونه پای بازی و نه طبع پروردن؛ که جان گداختن بود و سخت دور افتد آن کس از طریق صواب که آن را رقص خواند و دورتر آن کس که حالتی را که از حق بی اختیار وی نیاید وی به حرکت آن را به خود کشد و حالت حق نام کند آن حالت که وارد حق است چیزی است که به نطق بیان نتوان کرد. مَنْ لَمْ یَذُقْ لایَدْری.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.