متن به بررسی حواس پنجگانه (شنوایی، بینایی، چشایی، بویایی و لامسه) و نقش آنها در کسب علم و معرفت میپردازد. هر حس مسئول درک نوع خاصی از اطلاعات است و خداوند این حواس را در اعضای مختلف بدن قرار داده است. همچنین، متن به مقایسهی اهمیت حس شنوایی و بینایی در شناخت خداوند و احکام شرعی میپردازد و برتری شنوایی را به دلیل نقش آن در دریافت اخبار و احکام دینی بیان میکند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و کلامی پیچیدهای است که درک آن نیاز به دانش پایهای در زمینهی علوم اسلامی و فلسفه دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
کشف الحجاب الحادی عشر فی السّماع و بیان انواعه
و از روی جواز جایز باشدی که این هر یک اندر همه اعضا شایع باشدی؛ چنانکه لمس و به نزدیک معتزله روا نباشد که هر یکی زاجر محلی مخصوص بود وباطل است قول ایشان به حاسّهٔ لمس؛ که آن را محلی مخصوص نیست و چون یکی بدین صفت روا بود دیگران را هم روا بود.
و مراد اینجا جز این است اما از این مقدار چاره ندیدم مر تحقیق بیان معنی را.
پس از این چهار حواس که ذکر ایشان گذشت، بی پنجم آن که سمع است یکی ببیند ویکی ببوید و یکی بچشد و یکی بیساود و روا باشد که اندر دیدن این عالم بدیع و بوییدن چیزهای خوش و چشیدن نعمتهای نیکو و بسودن چیزهای نرم مر عقل را دلیل گردد به معرفت و به خداوندش راه نماید؛ از آن که بداند که: عالم محدث است که محل تغیر است و آنچه از حادث خالی نباشد محدَث بود و این را آفریدگاری است نه ازجنس آن که مکوَّن است و آفریدگار او مکون و آن مجسَّم است و آفریدگار او مجسِّم و آفریدگارش قدیم است و آن محدَث و آفریدگارش نامتناهی و آن متناهی و قادر است به همه چیزها و بر همه کارها و عالم است به همه معلومات و تصرفش اندر ملک جایز است آنچه خواهد تواند از فرستادن رسولان با برهانهای صادق. اما این جمله بر وی واجب نباشد تا وجوب معرفت به سمع معلوم خود نگرداند و آنچه موجَب سمع است و از این است که اهل سنت فضل نهند سمع را بر بصر اندر دار تکلیف.
و اگر مخطیی گوید: «سمع محل خبر است و بصر موضع نظر و دیدار خداوند جل جلاله فاضلتر از شنیدن کلام وی باشد، باید تا بصر فاضلتر از سمع باشد.»
گوییم: ما به سمع میدانیم که رؤیت خواهد بود اندر بهشت که اندر جواز رؤیت به عقل حجاب از کشف اولیتر نباشد. به خبر دانستیم که مؤمنان را مکاشف گرداند و حجاب اسرار ایشان برگیرد تا خدای را عزّ و جلّ ببینند پس سمع فاضلتر آمد از بصر. و نیز جملهٔ احکام شریعت بر سمع مبنی است؛ چه اگر سمع نبودی ثبات آن محال بودی. و نیز انبیا صلوات اللّه علیهم که آمدند نخست بگفتند، تا آن که مستمع بودند پس بگرویدند. آنگاه معجزه بنمودند و اندر دید معجزه تاکید آن هم بر سمع بود و بدین دلایل هر که سماع را انکار کند کلی شریعت را انکار کرده باشد و حکم آن بر خود بپوشیده.
و اکنون من احکام آن مستوفاظاهر کنم، ان شاء اللّه وَحْدَه و صدق اللّه وَعْدَه.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.