متن دربارهی دیدگاههای متصوفه در مورد زکات و فقر است. برخی از مشایخ صوفیه زکات نمیدادند، زیرا معتقد بودند که با جمعآوری مال، زکات واجب میشود و ترجیح میدادند از ارباب دنیا چیزی نستانند تا برتری نداشته باشند. در مقابل، کسانی که در فقر مضطر بودند، زکات میدادند نه برای نیاز خود، بلکه برای برداشتن تکلیف از دوش دیگران. نویسنده اعتقاد دارد که دست گیرنده (زکاتستاندن) برتر از دست دهنده است، زیرا این عمل به دستور خداوند انجام میشود و پیامبران و ائمه نیز چنین میکردند. این دیدگاه در مقابل نظر برخی است که دست دهنده را برتر میدانند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فقهی است که برای درک آن نیاز به دانش پایهای از اسلام و تصوف وجود دارد. همچنین، بحثهای ارائهشده ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
- و از مشایخ متصوّفه بودهاند که زکات بستدهاند، و کس بوده است که نستده است؛ از آن
اگر عقبایی بار دنیا از گردن دنیایی برنگیرد حکم فریضه بر وی لازم آید و به قیامت بدان مأخوذ گردد. پس حق تعالی مر عقبایی را به بایستکی سهل امتحان کرد تا دنیائیان بدان بار فریضه را بتوانستند گزارد، ولامحاله ید علیا ید فقرا باشد که بر موافقت حق ستاننده است؛ از آن که حق خدای بر وی واجب بود و اگر ید ستاننده سفلی بودی چنانکه گروهی از اهل حشو میگویند ید پیغمبران بایستی که سفلی بودی؛ که ایشان حق خدای می بستاندند و بر غلطاند و می ندانند که به امر ستدهاند و از پسِ پیغمبران ائمهٔ دین هم بر این بوده اند که حق بیت المال میبستدهاند. و بر غلط است که آن ید سفلی ستاننده را گوید و خیر ید دهنده داند و این هر دو اصلی قوی است اندر تصوّف و مضمون این محل به باب الجود و السّخاء بود و من طرفی بدین پیوندم ان شاء اللّه. و حسبنا اللّه و نعم الرفیق.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.