خلاصه و ردهبندی سنی
18+
ابومحمد جعفر بن نصیر الخلدی از بزرگان صوفیه و همراهان جنید بود که در علوم مختلف تبحر داشت و به حقوق مشایخ احترام میگذاشت. او در زمینه توکل سخنان عمیقی دارد و معتقد است توکل یعنی قلب در برابر وجود و عدم رزق یکسان باشد. همچنین روایتی از جنید نقل میکند که در آن جنید به او یادآوری میکند که بدن مِلک خداوند است و انسان نباید در تصرفات الهی دخالت کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، بحثهای مربوط به توکل و تسلیم در برابر اراده الهی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
۵۸- ابومحمدجعفربن نُصَیر الخلدیّ، رضی اللّه عنه
و منهم: حاکی احوال اولیا، به اَلطف اقوال و ادا، ابومحمد جعفر بن نُصیر الخلدی، رضی اللّه عنه
از کبار اصحاب جنید بود و قدمای ایشان. اندر فنون علم متبحر بود و حافظ انفاس مشایخ، و راعی حقوق ایشان بود. وی را کلام عالی است اندر هر فن، و مر ترک رعونت را هر مسألهای اندر حکایتی باز بسته است و حوالهٔ آن به کسی دیگر کرده.
از وی میآید که گفت: «التَّوکُّلُ إسْتِواءُ القَلْبِ عِندَ الوُجودِ وَالعَدَمِ.» توکل آن بود که وجود و عدم رزق به نزدیک دلت یکسان شود به وجود رزق خرم نشوی و به عدم آن اندوهگین نگردی؛ از آنچه تن مِلک مالک است و به پرورش و هلاک وی حق تعالی اولیتر، چنانکه خواهد میدارد. تو اندر میانه دخل مکن، و مِلک به مالک سپار و تصرف خود منقطع گردان.
وی روایت کندکه: به نزدیک جنید اندر آمدم. وی را یافتم اندر تب. گفتم: «ای استاد، بگوی تا حق تعالی تو را شفا فرستد.» گفت: «دوش میگفتم، به سرم ندا کردند که: تن مِلک ماست، خواهیم درست داریم خواهیم بیمار. تو کیستی که میان ما و ملک ما دخل کنی؟ تصرف خود منقطع گردان تا بنده باشی.» واللّه اعلم بالصّواب.
از کبار اصحاب جنید بود و قدمای ایشان. اندر فنون علم متبحر بود و حافظ انفاس مشایخ، و راعی حقوق ایشان بود. وی را کلام عالی است اندر هر فن، و مر ترک رعونت را هر مسألهای اندر حکایتی باز بسته است و حوالهٔ آن به کسی دیگر کرده.
از وی میآید که گفت: «التَّوکُّلُ إسْتِواءُ القَلْبِ عِندَ الوُجودِ وَالعَدَمِ.» توکل آن بود که وجود و عدم رزق به نزدیک دلت یکسان شود به وجود رزق خرم نشوی و به عدم آن اندوهگین نگردی؛ از آنچه تن مِلک مالک است و به پرورش و هلاک وی حق تعالی اولیتر، چنانکه خواهد میدارد. تو اندر میانه دخل مکن، و مِلک به مالک سپار و تصرف خود منقطع گردان.
وی روایت کندکه: به نزدیک جنید اندر آمدم. وی را یافتم اندر تب. گفتم: «ای استاد، بگوی تا حق تعالی تو را شفا فرستد.» گفت: «دوش میگفتم، به سرم ندا کردند که: تن مِلک ماست، خواهیم درست داریم خواهیم بیمار. تو کیستی که میان ما و ملک ما دخل کنی؟ تصرف خود منقطع گردان تا بنده باشی.» واللّه اعلم بالصّواب.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:۵۷- ابوبکر دُلَف بن جَحدر الشّبلی، رضی اللّه عنه
گوهر بعدی:۵۹- ابوعلی احمدبن محمّد بن القاسم الرّودباری، رضی اللّه عنه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.