خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن درباره ابوالحسن علی بن محمد الاصفهانی، یکی از بزرگان تصوف، و دیدگاههای عرفانی اوست. وی به عنوان شخصیتی برجسته در تصوف شناخته میشود که بر مفاهیمی مانند حضور، یقین، و ماهیت دل تأکید دارد. او حضور در پیشگاه حق را برتر از یقین میداند و به نقد درک عامه از مفهوم دل میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش پایهای در حوزه تصوف و فلسفه اسلامی دارد. همچنین، زبان متن کهن و پیچیده است و برای مخاطبان جوان یا کمتجربه ممکن است نامفهوم باشد.
۴۵- ابوالحسن علی بن محمد الاصفهانی، رضی اللّه عنه
و منهم: شاهد محققان، و دلیل مریدان، ابوالحسن علی بن محمد الاصفهانی، رضی اللّه عنه
و نیز علی بن سهل گویند.
وی از کبار مشایخ بود. جنید را بدو مکاتبت لطیف است و عمرو بن عثمان به زیارت وی به اصفهان شد و وی صاحب ابوتراب بود وقرین جنید. مخصوص است وی به طریق ستوده اندر تصوّف به رضا و ریاضت و محفوظ از فِتن و آفت و زبانی نیکو اندر حقایق و معاملت و بیانی لطیف اندر دقایق و اشارت.
از وی میآید که گفت: «الحُضورُ أَفْضَلُ مِنَ الیقینِ، لأنَّ الْحُضورَ وَطَناتٌ و الیقینَ خَطراتٌ.» حضور به حق فاضلتر از یقین از حق؛ از آن که حضور اندر دل متوطن باشد و غفلت بر آن روا نباشد، و یقین خاطری بود که گه بیاید و گه بشود. پس حاضران اندر پیشگاه باشند و موقنان بر درگاه و اندر غیبت و حضور بابی مفرد بیاریم اندر این کتاب.
وی گفت، رحمةاللّه علیه: «مِنْ وَقتِ آدَمَ إلی قِیام السّاعَةِ، النّاسُ یقولونَ: القَلْبُ، القَلْبُ، و أنا أحِبُّ أن أری رجلاً یصفُ أیْشٍ الْقَلْبُ، أوکیفَ القَلْبُ، فلاأری.»
از وقت آدم علیه السّلام باز، مردمان میگویند: دل، دل، و من دوست میدارم که مردی بینم که مرا بگوید که دل چیست و یا چگونه است، و نمیبینم. و عوام آن گوشت پاره را دل خوانند، و آن مر مجانین و صبیان را و اطفال و مغلوبان را باشد؛ اما بی دل باشند. پس دل چه باشد که ازدل بهجز عبارت نمیشنویم؟ یعنی اگر عقل را دل خوانیم آن نه دل است، و اگر روح را دل گوییم آن نه دل است، و اگر علم را دل گوییم آن نه دل است. پس همه شواهد حق را قیام به دل و ازوی بهجز عبارتی موجود نه.
و نیز علی بن سهل گویند.
وی از کبار مشایخ بود. جنید را بدو مکاتبت لطیف است و عمرو بن عثمان به زیارت وی به اصفهان شد و وی صاحب ابوتراب بود وقرین جنید. مخصوص است وی به طریق ستوده اندر تصوّف به رضا و ریاضت و محفوظ از فِتن و آفت و زبانی نیکو اندر حقایق و معاملت و بیانی لطیف اندر دقایق و اشارت.
از وی میآید که گفت: «الحُضورُ أَفْضَلُ مِنَ الیقینِ، لأنَّ الْحُضورَ وَطَناتٌ و الیقینَ خَطراتٌ.» حضور به حق فاضلتر از یقین از حق؛ از آن که حضور اندر دل متوطن باشد و غفلت بر آن روا نباشد، و یقین خاطری بود که گه بیاید و گه بشود. پس حاضران اندر پیشگاه باشند و موقنان بر درگاه و اندر غیبت و حضور بابی مفرد بیاریم اندر این کتاب.
وی گفت، رحمةاللّه علیه: «مِنْ وَقتِ آدَمَ إلی قِیام السّاعَةِ، النّاسُ یقولونَ: القَلْبُ، القَلْبُ، و أنا أحِبُّ أن أری رجلاً یصفُ أیْشٍ الْقَلْبُ، أوکیفَ القَلْبُ، فلاأری.»
از وقت آدم علیه السّلام باز، مردمان میگویند: دل، دل، و من دوست میدارم که مردی بینم که مرا بگوید که دل چیست و یا چگونه است، و نمیبینم. و عوام آن گوشت پاره را دل خوانند، و آن مر مجانین و صبیان را و اطفال و مغلوبان را باشد؛ اما بی دل باشند. پس دل چه باشد که ازدل بهجز عبارت نمیشنویم؟ یعنی اگر عقل را دل خوانیم آن نه دل است، و اگر روح را دل گوییم آن نه دل است، و اگر علم را دل گوییم آن نه دل است. پس همه شواهد حق را قیام به دل و ازوی بهجز عبارتی موجود نه.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:۴۴- ابوسعید احمدبن عیسی الخرّاز، رضی اللّه عنه
گوهر بعدی:۴۶- ابوالحسن محمدبن اسماعیل، خیر النّساج، رضی اللّه عنه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.