این متن به انتقاد از روابط ناسالم زناشویی و وابستگی مرد به زن میپردازد. شاعر بیان میکند که مرد نباید به شهوت و مال، بندهٔ زن شود، زیرا این کار باعث ذلت و مشکلات مالی و اخلاقی میشود. همچنین، از زنانی که باعث آزار شوهر میشوند، انتقاد شده و توصیه میکند که مردان زیرک از ازدواج با چنین زنانی پرهیز کنند. در پایان، با لحنی تند، زنانی که باعث نابسامانی خانواده میشوند را محکوم میکند.
این متن دارای لحن تند و انتقادی است و برخی عبارات آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، مفاهیم مطرحشده مانند روابط زناشویی، طلاق، و مسائل مالی نیاز به درک بالغانه دارد.
در معنی زناشویی گوید
او ز دنبه بپوستکال آمد ۱
نیست کدبانویی و گادن را
زن بد جز طلاق دادن را ۲
بندهٔ زن شدن به شهوت و مال
پس براو حکم کردن اینت محال ۳
زشت باشد که در زناشویی
بنده باشی و خواجگی جویی ۴
بندهٔ زن مشو حرام و حلال
تا نگرداندت عیال عیال ۵
جفت در حکم شوی خود باشد
لیک در حکم بنده بد باشد ۶
تو چو انگشت گشته از تشویش
زن چو ناخنکنان به ناخن ریش ۷
نفقه بر ریش خواجه خط کرده
سبلت او چو کون بط کرده ۸
سیم کابین چو طوق در گردن
زرنه بر طاق و خیره غم خوردن ۹
کرد باید زن ای ستوده سیر
لیکن از خان و مان خویش به در ۱۰
زیرک آنست کو نگاید زن
ننهد در سرای خود شیون ۱۱
اشتقاقش ز چیست دانی زن
یعنی آن قحبه را به تیر بزن ۱۲
پس اگر والعیاذباللّٰه باز
بچه در سقف کس کند پرواز ۱۳
کس ببینی گرفته از سر کین
ریش بابا ز ناز در سرگین ۱۴
پس چه گویم که هرکه عاقلتر
پیش سحبان کیر باقل تر ۱۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.