این متن به ناپایداری دنیا و مرگ همه موجودات، از جمله پادشاهان و قدرتمندان، میپردازد. شاعر از گذرایی قدرت و ثروت سخن میگوید و به تأمل در مورد اعمال گذشته خود، مانند شکستن گردن گردنکشان، تصاحب تخت و باخت در برابر بخت، میپردازد. همچنین، او از تأثیرات اعمال خود بر دیگران و تغییر وضعیت پادشاهان و قصرهایشان پرسش میکند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و تأملبرانگیز درباره مرگ، قدرت و پشیمانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند شکستن گردن گردنکشان یا پر کردن تخت از خون ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
تمثیل در احوال گذشتگان جهان بیوفا
همه میرندهاند دون و امیر ۱
چه حدیث است میر هم میرد
زانکه جسمست مرگ بپذیرد ۲
چکنی سرگذشت طرّاری
سرگذشت اجل شنو باری ۳
تا بگوید چگونه سازم چاه
تا بگوید چگونه سوزم شاه ۴
تا بگوید به غافل و کر و کور
به که دادم ز که استدم زر و زور ۵
تا بگوید که گردنان را من
چون شکستم به سروری گردن ۶
تا بگوید چه تاختم بر تخت
تا بگوید چه باختم با بخت ۷
بخت خود از چهسان نگون کردم
تخت این از که پُر ز خون کردم ۸
چه نخ و بیخها بکندم من
چه شخ و شاخها فکندم من ۹
نفس این را نکال چون کردم
بدر آنرا هلال چون کردم ۱۰
خسروان را چگونه کردم مست
قصر شاهان چگونه کردم پست ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.