خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن از زبان یک استاد خطاب به اسکندر نقل شده است که درباره پیامدهای ظلم و ستم هشدار می‌دهد. استدلال می‌کند که عمر طولانی و آرامش در گرو پرهیز از آزار دیگران است و مثال‌هایی مانند کرکس و کبک را می‌آورد که به دلیل عدم آزاررسانی عمر طولانی‌تری دارند. در مقابل، حیوانات درنده مانند باز و باشه به دلیل خونریزی زود می‌میرند. در پایان، گوینده تأکید می‌کند که این سخنان را از روی فراموشی آغاز کرده است.

متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های حیوانی و پیام‌های غیرمستقیم ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

حکایت - آن شنیدی که با سکندر راد

آن شنیدی که با سکندر راد
گفت در پیش مردمان استاد ۱

کی شده فتنه بر جهانگیری
غافل از روز مرگ وز پیری ۲

باز عمر تو چون کند پرواز
نبود با هیچ کس دمساز ۳

هرکسی گوشه‌ای دگر گیرد
ورچه شاهی به بنده نپذیرد ۴

در جهان بهتر از کم آزاری
هیچ کاری تو تا نپنداری ۵

عمر کرکس از آن بُوَد بسیار
که نبیند کسی از او آزار ۶

تا از او جانور نیازارد
جز به مردار سر فرو نارد ۷

باز اگر کبک را نکشتی زار
سال عمرش فزون شدی ز هزار ۸

زانکه از کرکس او ضعیف‌ترست
طعمه و جای او لطیف‌ترست ۹

هرکه خون ریختن کند آغاز
زود میرد بسان باشه و باز ۱۰

چون نمودم در این سخن برهان
سخن آغاز کردم از نسیان ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: مثنوی تعداد ابیات: ۱۱ ۵۲۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت - گفت در وقت مرگ اسکندر
بعدی:الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.