خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

در این متن، فردی نیازمند از یک ثروتمند بی‌اخلاق درخواست کمک می‌کند. ثروتمند با بی‌اعتنایی پاسخ می‌دهد که اگر به دنبال دین و دنیا هستی، از خدا طلب کن نه از من. نیازمند پاسخ می‌دهد که دین را از خدا می‌خواهد اما کمک مادی را از ثروتمند، زیرا ثروتمند نماینده‌ی باطل است و او نماینده‌ی حق. او اشاره می‌کند که دین واقعی با رها کردن تعلقات دنیوی به دست می‌آید.

متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی مانند «حق» و «باطل» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

حکایت - خواست وقتی ز عجز دینداری

خواست وقتی ز عجز دینداری
از یکی مالدار دیناری ۱

آنگهی مالدار بی‌هنجار
مُهر بر لب نهاده دل مردار ۲

یک دو بارش چو گفت سایل راد
مالدار این چنین جوابش داد ۳

گفت اگر حق‌پرستی ای تن زن
دین و دنیی ز حق طلب نه ز من ۴

گفت دین هست نیک و دنیا رد
نیک ازو خواهم و ز تو بد بد ۵

که مرا گفته‌اند از پی دل
حق ز حق خواه و باطل از باطل ۶

چون تو بر باطلی و من بر حق
از تو جویم نصیب خویش الحق ۷

زانکه نفس ارچه گوهریست شریف
کار او باطل است و رای سخیف ۸

دل بدو داده‌ام که حق پرورد
بازگردد به سوی حق پر درد ۹

دین نیابی گرت غم بدنست
زانکه کابین دین طلاق تنست ۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: مثنوی تعداد ابیات: ۱۰ ۴۹۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت - آن شنیدی که در ولایت شام
گوهر بعدی:حکایت - بود در روم بلبل و زاغی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.