این متن شعری است که به توصیف تنوع و تفاوتها در جهان میپردازد. هر شاخه میوهای متفاوت دارد، هر کس جامی متفاوت مینوشد و مست میشود. در پردهها، زنان با چهرههای مختلف دیده میشوند و هر یک بیوهای از جفتی دیگر هستند. در کام هر ماهی، صیادی وجود دارد و نالههای مختلفی به گوش میرسد. جبریل و عفریت هر دو در عشق میرقصند، یکی به عشق جمال حق و دیگری به عشق دیوی. در پایان، شاعر از مطرب مشتاقان شمس الحق تبریزی میخواهد که در این پرده ناله کند و همین شیوه را ادامه دهد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و بیوهگی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل داشته باشند.
غزل ۲۳۲۷ - ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
هر کَس زِدگَر جامی مَسْتَک شُده کالیوه ۱
در پَرده دو صد خاتون، رُخساره دَریدَسْتند
بر روی زَنان هر یک، از جُفتِ دِگَر بیوه ۲
در کامهٔ هر ماهی، شَستیست زِ صیّادی
آن ناله کُنان آوَه، وین ناله کُنان ای وه ۳
جبریلْ هَمیرَقصَد، در عشقِ جَمالِ حَق
عِفْریت هَمیرَقصَد، در عشقِ یکی دیوه ۴
ای مُطربِ مُشتاقان شَمسُ الْحَقِ تبریزی
مینال دَرین پَرده، زِنهارهمین شیوه ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.