خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که از زبان عاشقی بیچاره سخن می‌گوید که در جستجوی حقیقت و رهایی از قید و بندهای دنیوی است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا شدن در برابر نور حقیقت، و رهایی از اسارت جسم و دنیا صحبت می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند رشد و تحول روحی، وابستگی به دنیا و رهایی از آن اشاره می‌شود.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا بتوان آن‌ها را به درستی درک و تحلیل کرد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۰۶ - ناموس مکن، پیش آ، ای عاشق بیچاره

ناموس مَکُن، پیش آ، ای عاشقِ بیچاره
تا مَردِ نَظَر باشی، نی مَردمِ نَظّاره ۱

ای عاشقِ اِلّاهو، زِاسْتاره بگیر این خو
خورشید چو دَرتابَد، فانی شود اِسْتاره ۲

آن‌ها که قَوی دَستند، دستِ تو چرا بَستند؟
زیرا تو کُنون طِفْلی، وین عالَمْ گَهْواره ۳

چون دُرِّ سُخَن‌ها سُفت، وَالْاَرضَ مِهادا گفت
ای میخِ زمین گشته، وَزْ شهرِ دلْ آواره ۴

ای بَندهٔ شیرِ تَن، هستی تو اسیرِ تَن
دندانِ خِرَد بِنْما، نِعْمَت خُورهَمواره ۵

تا طِفْل بُوَد سُلطان، دایه کُنَدش زندان
تا شیر خورَد زیشان، نَبْوَد شَهِ میْ خواره ۶

از سنگْ سَبو تَرسَد، اما چو شود چَشمه
هر لحظه سَبو آید تازان به سویِ خاره ۷

گوید که اگر زین پَسْ او بِشْکَنَدم شادم
جان داد مرا آبَش یک باره و صد باره ۸

گَر در رَهِ او مُردم، هم زنده بِدو گَردم
خود پاره دَهَم او را تا او کُنَدَم پاره ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۰۵ - کی باشد من با تو باده به گرو خورده؟
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰۷ - بربند دهان از نان، کآمد شکر روزه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.