این متن به توصیف طبیعت و جهان به عنوان یک دریا و زمین به عنوان جزیرهای در میان آن میپردازد. سپس به توصیف دو سوار (یکی از روم و دیگری از زنگ) میپردازد که با اسبهای متفاوت (یکی سفید و دیگری سیاه) در حال نبرد هستند. این نبرد دائمی و بیپایان است و هیچیک از سواران به دیگری اجازه استراحت نمیدهد. متن با توصیف حرکت سریع و بیوقفه این سواران به پایان میرسد.
این متن دارای مفاهیم استعاری و تمثیلی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، توصیف نبرد و خشونت موجود در متن برای سنین پایین مناسب نیست. نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از زیباییهای ادبی و معنای عمیقتر متن لذت ببرند.
در صفت آسمان گوید
زمین چون جزیره میان اندرون ۱
شب و روز بر وی چو دو موج بار
یکی موج از و زرد و دیگر چو قار ۲
چو بر روی میدان پیروزه رنگ
دو جنگی سوار این ز روم آن ز زنگ ۳
یکی از بر خنگ زرین جناغ
یکی بر نوندی سیه تر ز زاغ ۴
یکی آخته تیغ زرین ز بر
یکی بر سر آورده سیمین سپر ۵
جهان حمله گه کرده تازنده تیز
گه اندر درنگ و گه اندر گریز ۶
نماید گهی رومی از بیم پشت
گریزان و آن زرد خنجر به مشت ۷
گهی آید آن زنگی تاخته
ز سیمین سپر نیمی انداخته ۸
دو گونست از اسپانشان گرد خشک
یکی همچو کافور و دیگر چو مشک ۹
ز گرد دو رنگ اسپ ایشان به راه
سپیدست گه موی و گاهی سیاه ۱۰
نه هرگز بودشان به هم ساختن
نه آسایش آرند از تاختن ۱۱
کسی را که سازند با جان گزند
بکوبندش از زیر پای نوند ۱۲
تکاور تکانند هر دو چو باد
سواران چه بر غم از ایشان چه شاد ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.