خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شنیدن صدای تلخ یک فرد مادیگرا (رزقپرست) شکایت میکند و میپرسد جرمش چه بوده که فقط به او جام شراب داده است. سپس اشاره میکند که همان محتسب (ناظر شرعی) که گرسنه بود، امروز مست شده و شاعر تصمیم دارد با لقمهای دهانش را ببندد.
متن شامل مفاهیم انتقادی و هجوآمیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشارهای غیرمستقیم به مصرف شراب وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
رباعی ۴۱ - صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
جرمم چه، که همین دادمش جام به دست ۱
دانی که همان محتسب گرسنه مست
کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست ۲
جرمم چه، که همین دادمش جام به دست ۱
دانی که همان محتسب گرسنه مست
کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۰ - شیراز که دریای معانی گذر است
گوهر بعدی:رباعی ۴۲ - این لاله که با داغ الست آمده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.