خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که عشق و تسلیم در برابر آن را توصیف می‌کند. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و گاه ویرانگر یاد می‌کند که بارها او را شکسته و دوباره ساخته است. او خود را به سبویی تشبیه می‌کند که در دست سقا (عشق) اسیر است و هرچند بارها شکسته می‌شود، اما از این شکست‌ها لذت می‌برد و به عشق وفادار می‌ماند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۵۰ - هزار بار کشیده‌‌ست عشق کافرخو

هزار بار کَشیده‌‌ست عشقِ کافَرخو
شَبَم زِبام به حُجره، زِحُجره تا سَرِ کو ۱

شب آنچُنان و بگاه آمده که هی، بَرخیز
گرفته گوشِ مرا سختْ هَمچو گوشِ سَبو ۲

زِهرچه پُر کُنَدَم، من سَبویِ تَسلیمَم
سَبو اسیرِ سَقاء است، چون گُریزد ازو؟ ۳

هزار بار سَبو را به سنگ بِشْکَست او
شِکَستِ او خوشم آید، زِ شوق و ذوقِ رَفو ۴

سَبو سِپُرده به دو گوشْ با هزاران دل
بِدان هَوَس که خورَد غوطه در میانهٔ جو ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۴۹ - به وقت خواب بگیری مرا که هین، بر گو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵۱ - چو از سر بگیرم، بود سرور او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.