خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گذر بهار و از دست دادن فرصتهای شادی و لذت در این فصل ابراز تأسف میکند. او به نداشتن عزم برای استفاده از زیباییهای بهار و غرق نشدن در شادیهای آن اشاره میکند و از این بابت افسوس میخورد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای ادبی ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم باشد.
غزل ۵۵۶ - بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
برهنه سر بنشستیم در هوای خوشی ۱
بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجان
ولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی ۲
بهار رفت و به مستان گریه دوست دمی
نداشتیم سرودی به های های خوشی ۳
بهار رفت و نبردیم هم عنان چمن
دلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی ۴
بهار رفت و به گلبانگ بلبلان چمن
پیاله ای نکشیدیم در هوای خوشی ۵
به ترهات تو عرفی خوشند دانایان
ندیده ام به جهان چون تو ژاژخای خوشی ۶
برهنه سر بنشستیم در هوای خوشی ۱
بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجان
ولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی ۲
بهار رفت و به مستان گریه دوست دمی
نداشتیم سرودی به های های خوشی ۳
بهار رفت و نبردیم هم عنان چمن
دلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی ۴
بهار رفت و به گلبانگ بلبلان چمن
پیاله ای نکشیدیم در هوای خوشی ۵
به ترهات تو عرفی خوشند دانایان
ندیده ام به جهان چون تو ژاژخای خوشی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۵ - بشتاب در راه طلب، بگذر ز هر آسودنی
گوهر بعدی:غزل ۵۵۷ - اگر آرایش از دکانچهٔ ناموس بستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.