خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از زبان عاشقی است که از عشق الهی و تجربههای معنوی خود سخن میگوید. شاعر با اشاره به مفاهیمی مانند عشق، صوفی، زاهد، و مناجات، تضاد بین ظاهر و باطن در مسیر عرفان را بیان میکند. او از بازیهای عشق و فریبهای دنیوی سخن میگوید و در نهایت، زاهد را به چالش میکشد تا کفر او را ثابت کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص صوفیانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتقادی به زهد و صوفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۵۳ - ای عشق خوش تهیهٔ لذات کرده ای
ای عشق خوش تهیهٔ لذات کرده ای
طوطی سدره وقف خرابات کرده ای ۱
نازم به بازی تو که در عرصهٔ فریب
منصوبهٔ نچیدهٔ مرا مات کرده ای ۲
صوفی به گفته صیغهٔ توحید باطل است
یعنی که در معاملهٔ ذات کرده ای ۳
زاهد بیا که کفر تو ثابت کنم که تو
کفر مرا به دین خود اثبات کرده ای ۴
عرفی دگر به طور تمنا مرو، ببین
امشب چه ها به جان مناجات کرده ای ۵
طوطی سدره وقف خرابات کرده ای ۱
نازم به بازی تو که در عرصهٔ فریب
منصوبهٔ نچیدهٔ مرا مات کرده ای ۲
صوفی به گفته صیغهٔ توحید باطل است
یعنی که در معاملهٔ ذات کرده ای ۳
زاهد بیا که کفر تو ثابت کنم که تو
کفر مرا به دین خود اثبات کرده ای ۴
عرفی دگر به طور تمنا مرو، ببین
امشب چه ها به جان مناجات کرده ای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۲ - تا مژدهٔ زخم دگر، دامن کش جان کرده ای
گوهر بعدی:غزل ۵۵۴ - ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانه ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.