خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، هجران، وصل، و اضطراب سخن میگوید. شاعر از احساسات پیچیدهای مانند عجز در برابر معشوق، اضطراب ناشی از هجران، و لذت وصل صحبت میکند و با استفاده از استعارههای زیبا مانند «آتش ز آب» و «بوسه بر رکاب»، عمق این احساسات را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
غزل ۵۴۷ - به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه
به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه
به قتل صید اسیر اضطراب، یعنی چه ۱
دمی که چهره فروزد ز می، شود روشن
که بر دمیدن آتش ز آب یعنی چه ۲
به تیغ غمزه اش ای دل نگاه حسرت چند
بگو که چیست مرادت، حجاب یعنی چه ۳
دمی که بستهٔ فتراک او شوم دانند
که بوسه های منش بر رکاب یعنی چه ۴
ز ذوق وصل و غم هجر یافتم، عرفی
که چیست عیش بهشت و عذاب یعنی چه ۵
به قتل صید اسیر اضطراب، یعنی چه ۱
دمی که چهره فروزد ز می، شود روشن
که بر دمیدن آتش ز آب یعنی چه ۲
به تیغ غمزه اش ای دل نگاه حسرت چند
بگو که چیست مرادت، حجاب یعنی چه ۳
دمی که بستهٔ فتراک او شوم دانند
که بوسه های منش بر رکاب یعنی چه ۴
ز ذوق وصل و غم هجر یافتم، عرفی
که چیست عیش بهشت و عذاب یعنی چه ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۶ - جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
گوهر بعدی:غزل ۵۴۸ - نه بی موجب به خاکم، از سم اسبش، نشان مانده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.