خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف عشق الهی و قدرت بیپایان آن میپردازد. عشق به عنوان نیرویی خدایی و فراتر از درک انسان توصیف شده است که حتی فرشتگان مانند جبرئیل نیز در برابر آن سر تعظیم فرود میآورند. عشق به عنوان نور پاک و منبع حیات و انرژی معرفی میشود که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. متن همچنین به تأثیرات عشق بر عاشقان و ایمنی آنان در برابر سختیها اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۲۴ - ای بمرده هرچه جان در پای او
ای بِمُرده هرچه جانْ در پایِ او
هرچه گوهر، غَرقه در دریایِ او ۱
آتشِ عشقَش خدایی میکُند
ای خدا هَیهایِ او، هَیهایِ او ۲
جِبْرئیل و صد چو او گَر سَر کَشَد
از سُجودِ دَرگَهَش، ای وایِ او ۳
چون مِثالی بَرنویسَد در فِراق
خون بِبارَد از خَمِ طُغْرایِ او ۴
هر کِه مانَد زین قیامَت بیخَبَر
تا قیامَت وایِ او، ای وایِ او ۵
هر کِه ناگَهْ از چُنان مَهْ دور مانْد
ای خدایا، چون بُوَد شبهایِ او؟ ۶
در نِظارهیْ عاشقان بودیم دوش
بر شُمارِ ریگْ در صَحرایِ او ۷
خیمه در خیمه، طَنابْ اَنْدَر طَناب
پیشِ شاهِ عشق و لشکرهایِ او ۸
خیمهٔ جان را سُتون از نورِ پاک
نورِ پاک از تابشِ سیمایِ او ۹
آب و آتش یک شُده زِامْروزِ او
روز و شب مَحْو است در فردایِ او ۱۰
عشقْ شیر و عاشقانْ اَطْفالِ شیر
در میانِ پَنجهٔ صدتایِ او ۱۱
طِفْلِ شیر از زَخْمِ شیر ایمِن بُوَد
بر سَرِ پِسْتانِ شیراَفْزایِ او ۱۲
در کدامین پَرده پنهان بود عشق؟
کَس نداند، کَس نبیند جایِ او ۱۳
عشقْ چون خورشیدْ ناگَهْ سَر کُند
بَر شود تا آسْمانْ غوغایِ او ۱۴
هرچه گوهر، غَرقه در دریایِ او ۱
آتشِ عشقَش خدایی میکُند
ای خدا هَیهایِ او، هَیهایِ او ۲
جِبْرئیل و صد چو او گَر سَر کَشَد
از سُجودِ دَرگَهَش، ای وایِ او ۳
چون مِثالی بَرنویسَد در فِراق
خون بِبارَد از خَمِ طُغْرایِ او ۴
هر کِه مانَد زین قیامَت بیخَبَر
تا قیامَت وایِ او، ای وایِ او ۵
هر کِه ناگَهْ از چُنان مَهْ دور مانْد
ای خدایا، چون بُوَد شبهایِ او؟ ۶
در نِظارهیْ عاشقان بودیم دوش
بر شُمارِ ریگْ در صَحرایِ او ۷
خیمه در خیمه، طَنابْ اَنْدَر طَناب
پیشِ شاهِ عشق و لشکرهایِ او ۸
خیمهٔ جان را سُتون از نورِ پاک
نورِ پاک از تابشِ سیمایِ او ۹
آب و آتش یک شُده زِامْروزِ او
روز و شب مَحْو است در فردایِ او ۱۰
عشقْ شیر و عاشقانْ اَطْفالِ شیر
در میانِ پَنجهٔ صدتایِ او ۱۱
طِفْلِ شیر از زَخْمِ شیر ایمِن بُوَد
بر سَرِ پِسْتانِ شیراَفْزایِ او ۱۲
در کدامین پَرده پنهان بود عشق؟
کَس نداند، کَس نبیند جایِ او ۱۳
عشقْ چون خورشیدْ ناگَهْ سَر کُند
بَر شود تا آسْمانْ غوغایِ او ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲۳ - ای همه سرگشتگان مهمان تو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲۵ - شکر ایزد را که دیدم روی تو
نظرها و حاشیه ها
۱
روح و خود واقعی ما همیشه در حال سجده و عشق به معشوق حقیقی و ذات مقدس و یگانه خالق هستی است ولی ما ادمها متاسفانه قافلیم و جز تعداد اندکی در کلبه این عشق نمیپردازند و همه بواسطه پیروی و اطاعت از عقل و دانش که جهان را تحت کنترل خود دراورده کسی دنبال اینکه از عشق و خداوند پیروی کند نیست و همه تحت تاثیر علم و دانش منکر صاحب علم ودانش که هرچه هست از اوست و از او نشات میگیرد و همه به ظاهر که دارند و به خیال خود که خداپرست هستند واین فقط خدای زبانی است و ظاهری که تصویری از ساخته ذهن است در قلب گذاشته و به جای خداوند ستایش میشود خداوند حقیقی نیاز به دعا و ستایش ندارد ما نیاز به یکی شدن با او داریم و حضور در فضای بی پایان یکتایی و اتحاد با خداوند یگانه و کل افریدههایش که باعث صلح و امنیت در جهان هستی و کره زمین شود