خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که از زبان شاعری عاشق و مست بیان میشود. شاعر از عشق و مستی سخن میگوید و از بت خود یاد میکند که تنها به آینه نظر دارد و عاشق چهره خود است. او از شراب و مستی به عنوان راهی برای رهایی از غم و اندوه زمانه یاد میکند و از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا از خیالات بیهوده رها شود. شاعر همچنین از ستم زمانه و رهایی از آن سخن میگوید.
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق، مستی و رهایی از غم است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۲۱۲ - تو بمال گوش بربط، که عظیم کاهل است او
تو بِمال گوشِ بَربَط، که عَظیمْ کاهِل است او
بِشِکَن خُمار را سَر، که سَرِ همه شِکَست او ۱
بِنَواز نَغمهٔ تَر، به نَشاطِ جامِ اَحْمَر
صَدَفیست بَحْرپیما، که دُرآوَرَد به دست او ۲
چو دَرآمَد آن سَمَنْبَر، دَرِ خانه بسته بهتر
که پَریر کرد حیله، زِ میانِ ما بِجَست او ۳
چه بَهانه گَر بُت است او، چه بَلا و آفت است او
بُگْشایَد و بِدُزدَد کَمَرِ هزار مَست او ۴
شُده ایم آتشینْ پا، که رَویم مَست آن جا
تو بُرو نَخُست بِنْگَر که کُنون به خانه هست او؟ ۵
به کسی نَظَر ندارد به جُز آیِنِه بُتِ من
که زِ عکسِ چهرهٔ خود شُده است بُت پَرَست او ۶
هَله ساقیا بیاوَر سویِ من شرابِ اَحْمَر
که سَری که مَست شُد او، زِ خیالِ ژاژْ رَست او ۷
نه غَم و نه غَم پَرَستم، زِ غَمِ زمانه رَستَم
که حَریفِ او شُدَسْتَم، که دَرِ سِتَم بِبَست او ۸
تو اگر چه سخت مَستی، بِرَسان قَدَح به چُستی
مَشِکَن تو شیشه، گرچه دو هزار کَفْ بِخَسْت او ۹
قَدَحی رَسان به جانم، که بَرَد به آسْمانم
مَدِهَم به دستِ فِکْرت، که کَشَد به سویِ پَست او ۱۰
تو نه نیک گو و نی بَد، بِپَذیر ساغَرِ خَود
بَد و نیکْ او بگوید که پناهِ هر بَد است او ۱۱
بِشِکَن خُمار را سَر، که سَرِ همه شِکَست او ۱
بِنَواز نَغمهٔ تَر، به نَشاطِ جامِ اَحْمَر
صَدَفیست بَحْرپیما، که دُرآوَرَد به دست او ۲
چو دَرآمَد آن سَمَنْبَر، دَرِ خانه بسته بهتر
که پَریر کرد حیله، زِ میانِ ما بِجَست او ۳
چه بَهانه گَر بُت است او، چه بَلا و آفت است او
بُگْشایَد و بِدُزدَد کَمَرِ هزار مَست او ۴
شُده ایم آتشینْ پا، که رَویم مَست آن جا
تو بُرو نَخُست بِنْگَر که کُنون به خانه هست او؟ ۵
به کسی نَظَر ندارد به جُز آیِنِه بُتِ من
که زِ عکسِ چهرهٔ خود شُده است بُت پَرَست او ۶
هَله ساقیا بیاوَر سویِ من شرابِ اَحْمَر
که سَری که مَست شُد او، زِ خیالِ ژاژْ رَست او ۷
نه غَم و نه غَم پَرَستم، زِ غَمِ زمانه رَستَم
که حَریفِ او شُدَسْتَم، که دَرِ سِتَم بِبَست او ۸
تو اگر چه سخت مَستی، بِرَسان قَدَح به چُستی
مَشِکَن تو شیشه، گرچه دو هزار کَفْ بِخَسْت او ۹
قَدَحی رَسان به جانم، که بَرَد به آسْمانم
مَدِهَم به دستِ فِکْرت، که کَشَد به سویِ پَست او ۱۰
تو نه نیک گو و نی بَد، بِپَذیر ساغَرِ خَود
بَد و نیکْ او بگوید که پناهِ هر بَد است او ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۱ - ز من و تو شرری زاد، درین دل ز چنان رو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۳ - خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.