خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود می‌خواهد که بدون او نرود و در همه جا حضور داشته باشد. شاعر معشوق را به عنوان ماه، گل، و راهنمای خود توصیف می‌کند و تأکید می‌کند که جهان بدون او معنایی ندارد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۹۵ - خوش خرامان می‌روی، ای جان جان بی‌من مرو

خوش خُرامان می‌رَوی، ای جانِ جانْ بی‌من مَرو
ای حَیاتِ دوستان در بوستانْ بی‌من مَرو ۱

ای فَلَکْ بی‌من مَگَرد و ای قَمَر بی‌من مَتاب
ای زمین بی‌من مَروی و ای زمانْ بی‌من مَرو ۲

این جهان با تو خوش است و آن جهانْ با تو خوش است
این جهان بی‌من مَباش و آن جهان بی‌من مَرو ۳

ای عِیانْ بی‌من مَدان و ای زبانْ بی‌من مَخوان
ای نَظَر، بی‌من مَبین و ای رَوانْ بی‌من مَرو ۴

شب زِ نورِ ماه، رویِ خویش را بیند سپید
من شَبَمْ تو ماهِ من، بر آسْمانْ بی‌من مَرو ۵

خارْ ایمِن گشت زآتشْ در پناهِ لُطفِ گُل
تو گُلیْ من خارِ تو، در گُلْسِتانْ بی‌من مَرو ۶

در خَمِ چوگانْت می‌تازم چو چَشمَت با من است
هم چُنین در من نِگَر، بی‌من مَران بی‌من مَرو ۷

چون حَریفِ شاه باشی ای طَرَب بی‌من مَنوش
چون به بامِ شَهْ رَوی، ای پاسْبان بی‌من مَرو ۸

وای آن کَس کو دَرین رَهْ بی‌نشانِ تو رَوَد
چو نشانِ من تویی، ای بی‌نشان بی‌من مَرو ۹

وایِ آن کو اَنْدرین رَه می‌رَوَد بی‌دانشی
دانشِ راهَم تویی، ای راه دان بی‌من مَرو ۱۰

دیگرانَت عشقْ می‌خوانند و من سُلطانِ عشق
ای تو بالاتر زِ وَهْمِ این و آنْ بی‌من مَرو ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۹۴ - آن وعده که کرده‌ای مرا کو؟
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹۶ - از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او
نظرها و حاشیه ها ۱
میهمان
۱۴۰۵/۱/۲۰ ۱۷:۵۲

بسیار عالی بود