این متن شعری است که در آن شاعر از شیوه و روش خاصی که معشوق یا شخصیت مورد ستایش او دارد، سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا، تأثیر عمیق این شیوه را بر خود و جهان اطراف توصیف میکند. او از تأثیرات این شیوه بر طبیعت، احساسات و حتی اجزای مرده سخن میگوید و نشان میدهد که این شیوه چگونه همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارات و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۲۱۸۵ - چو بگشادم نظر از شیوهٔ تو
بِشُد کارم چو زَر از شیوهٔ تو ۱
تویی خورشید و من چون میوهٔ خام
به هر دَمْ پُخته تَر از شیوهٔ تو ۲
چو زُهره مینوازم چَنگِ عِشرَت
شب و روز ای قَمَر از شیوهٔ تو ۳
به هر دَمْ صد هزار اَجْزایِ مُرده
شود چون جانِوَر از شیوهٔ تو ۴
چرا اَزْرَق قَبایِ چرخِ گَردون
چُنین بَندَد کَمَر از شیوهٔ تو ۵
چرا رویِ شَفَق سُرخ است هر شام
به خونابهیْ جِگَر از شیوهٔ تو ۶
زِ شیوهیْ ماهَت اِسْتاره هَمیجَست
گرفتم من بَصَر از شیوهٔ تو ۷
به خوبی هَمچو تو خود این مُحال است
چُنان خوبی به سَر از شیوهٔ تو ۸
زِانبوهی نباشد جایِ سوزَن
زِعاشق، وین حَشَر از شیوهٔ تو ۹
عَجَب چون آمد اَنْدَر عالَمِ عشق
هزاران شور و شَر از شیوهٔ تو ۱۰
اگر نه پَرده آویزی به هردَم
بِدَرَّد این بَشَر از شیوهٔ تو ۱۱
اگر غَفلَت نباشد، جُمله عالَم
شود زیر و زَبَر از شیوهٔ تو ۱۲
چرایم؟ شَمسِ تبریزی چو شَیدا
به گِردِ بام و دَر از شیوهٔ تو ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
با سلام وتشکر فراوان
ازشما ممنون که اشعار مولانا را کامل دراختیار علاقمندان قرار میدهید.