خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از گفتوگوی درونی خود بین دل، عقل و جان میگوید. دل خواهان ویرانی است، عقل دیوانگی را پیشنهاد میکند و جان از ارزش والای خود سخن میگوید و شاعر را از پایین آوردن مقام جان بازمیدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهی کافی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۱۸۳ - گفتم که دلم گفت که ویران کنمش
گفتم که دلم گفت که ویران کنمش
گفتم عقلم گفت که دیوان کنمش ۱
گفتم جانم گفت که در حضرت من
جانی چه بود تا سخن از جان کنمش ۲
گفتم عقلم گفت که دیوان کنمش ۱
گفتم جانم گفت که در حضرت من
جانی چه بود تا سخن از جان کنمش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۲ - این جام و شراب جسم و جان دریابش
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۴ - مجموع حروف یک الف می خوانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.