خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید و با بیان حالتی پریشان و بیسر و سامان، از معشوق میخواهد که دستگیر او باشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
رباعی ۱۷۱ - مجنون و پریشان تو ام دستم گیر
مجنون و پریشان تو ام دستم گیر
خود می دانی آن تو ام دستم گیر ۱
هر بی سر و پای دستگیری دارد
من بی سر و سامان تو ام دستم گیر ۲
خود می دانی آن تو ام دستم گیر ۱
هر بی سر و پای دستگیری دارد
من بی سر و سامان تو ام دستم گیر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۰ - ای یار بیار جام و کامی بردار
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۲ - ننشین بنشین وز همه عالم برخیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.