خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

در این متن، شاعر از عشق و سودا به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی خود یاد می‌کند و جهان را در تسخیر عشق خود می‌بیند. او از زلف یار به عنوان نمادی از این سودا نام می‌برد که همواره بر سر او سایه افکنده است.

متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و نمادهای شعری دارد.

مشاهده کامل

رباعی ۱۸ - دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست

دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
عالم به تمام گوشهٔ کشور ماست ۱

ما از سر زلف خویش سودا زده ایم
خوش سودائی که دائما بر سر ماست ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۸۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۱۷ - تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماست
گوهر بعدی:رباعی ۱۹ - گفتم جنت گفت که بستان شماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.