خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به وحدت و همدردی میان انسانها اشاره دارد و بیان میکند که کسانی که درد دیگران را درک نمیکنند، گویی جزو آنها نیستند. شاعر درد دل خود را با نوشیدن درد و یافتن شفا در آن توصیف میکند و از ذوق رندی و مستی به عنوان راهی برای درک اسرار وجود سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد حاصل میشود.
شماره ۴۴ - به تعیُن اگرچه اشخاصند
به تعیُن اگرچه اشخاصند
به حقیقت نه عام و نه خاصند ۱
همه همدرد همدگر باشند
هر چه باشد به پای هم باشند ۲
هر که همدرد دردمندان نیست
گوئیا از شمار ایشان نیست ۳
درد دل دارم و دوا این است
درد می نوشم و شفا این است ۴
ذوق رندی ما ز مستان جو
مستی می ز می پرستان جو ۵
تا ز سرّ وجود آگاهم
محرم راز نعمت اللهم ۶
به حقیقت نه عام و نه خاصند ۱
همه همدرد همدگر باشند
هر چه باشد به پای هم باشند ۲
هر که همدرد دردمندان نیست
گوئیا از شمار ایشان نیست ۳
درد دل دارم و دوا این است
درد می نوشم و شفا این است ۴
ذوق رندی ما ز مستان جو
مستی می ز می پرستان جو ۵
تا ز سرّ وجود آگاهم
محرم راز نعمت اللهم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - یا حبیبی و قرة العینی
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - عشق مجنون و خوبی لیلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.