خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تواناییهای خود در تبدیل مواد بیارزش به چیزهای ارزشمند مانند طلا سخن میگوید و عشق به سید را به عنوان انگیزه اصلی خود بیان میکند. او بر قدرت کلام و تواناییهای خارقالعاده خود تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات کیمیاگری و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
قطعه ۹۲ - کیمیای ولایتی دارم
کیمیای ولایتی دارم
مس جسم بشر چو زر سازم ۱
قلعی و زاج با نشادر و ملح
گاه شمسی و گه قمر سازم ۲
دُرفشانی کنم به گاه سخن
عقد زیبق از آن گهر سازم ۳
نزد من خاک و زر یکی باشد
زان که من خاک را چو زر سازم ۴
هرچه سازم به عشق سید خوش
همچو زر خوب سازم ار سازم ۵
مس جسم بشر چو زر سازم ۱
قلعی و زاج با نشادر و ملح
گاه شمسی و گه قمر سازم ۲
دُرفشانی کنم به گاه سخن
عقد زیبق از آن گهر سازم ۳
نزد من خاک و زر یکی باشد
زان که من خاک را چو زر سازم ۴
هرچه سازم به عشق سید خوش
همچو زر خوب سازم ار سازم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۹۱ - شاها کرمی بکن مکن جنگ
گوهر بعدی:قطعه ۹۳ - پرسند ز من چه کیش داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.