خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رویا دیدن معشوق و بیدار شدن از خواب و ناپدید شدن او میگوید. در نهایت، تنها معشوق و کمالات او باقی میماند و از شاعر و دیگران اثری نمیماند. شاعر از مخاطب میخواهد که این نعمت و دولت بیزوال را دریابد.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
قطعه ۸۲ - بنمود جمال او به خوابم
بنمود جمال او به خوابم
گفتم باشد مگر جمالش ۱
بیدار شدم ز خواب مستی
نه نقش بماند نه خیالش ۲
نه من ماندم نه غیر او هم
او ماند و کمال پر کمالش ۳
از ما اثری نماند با ما
با او نبود کسی مجالش ۴
دریاب به ذوق نعمت الله
این دولت و مال لایزالش ۵
گفتم باشد مگر جمالش ۱
بیدار شدم ز خواب مستی
نه نقش بماند نه خیالش ۲
نه من ماندم نه غیر او هم
او ماند و کمال پر کمالش ۳
از ما اثری نماند با ما
با او نبود کسی مجالش ۴
دریاب به ذوق نعمت الله
این دولت و مال لایزالش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۸۱ - خلق حسن باشدش هر که حسینی بود
گوهر بعدی:قطعه ۸۳ - ساقی اگر باده از آن خم دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.