خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از نعمت الله ولی است و به موضوعات عرفانی و معنوی میپردازد. شاعر از اهمیت اتحاد با معنا و نوشیدن میی معنوی سخن میگوید و تأکید میکند که در دو جهان هیچکس مانند او نیست. او مخاطب را به گرمی و آتش درونی دعوت میکند تا از انجماد و سردی دور بماند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
قطعه ۵۲ - جام بی می کی دهد ذوق ای پسر
جام بی می کی دهد ذوق ای پسر
تا نگردد جام با می متحد ۱
ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای
نوش می فرما و می گو رب زد ۲
گرم باش و آتشی خوش برفروز
تا نگردی هم چو آب منجمد ۳
لیس فی الدارین غیری یا حبیب
لیس مثلی کیف ضدی این و ند ۴
نعمت الله در همه عالم یکیست
لاتجد مثلی و مثلی لاتجد ۵
تا نگردد جام با می متحد ۱
ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای
نوش می فرما و می گو رب زد ۲
گرم باش و آتشی خوش برفروز
تا نگردی هم چو آب منجمد ۳
لیس فی الدارین غیری یا حبیب
لیس مثلی کیف ضدی این و ند ۴
نعمت الله در همه عالم یکیست
لاتجد مثلی و مثلی لاتجد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۵۱ - جملهٔ ذرات اکوان سر به سر
گوهر بعدی:قطعه ۵۳ - آفتابی تو و ما سایهٔ تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.