خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که مخاطب را به بیداری، خودشناسی، دوری از دنیای مادی و روی آوردن به معنویات دعوت میکند. شاعر از مفاهیمی مانند بیزاری از خود، فروتنی، عشق الهی و جستجوی حقیقت استفاده میکند تا مخاطب را به تغییر درونی و معنوی تشویق کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیزاری از خود و مردار شدن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامناسب باشد.
غزل ۲۱۳۳ - بیدار شو، بیدار شو، هین رفت شب بیدار شو
بیدار شو، بیدار شو، هین رَفت شبْ بیدار شو
بیزار شو، بیزار شو، وَزْ خویشْ هم بیزار شو ۱
در مصرِ ما یک احمقی، نَک میفُروشَد یوسُفی
باور نمیداری مرا، اینک سویِ بازار شو ۲
بیچون تو را بیچون کُند، رویِ تو را گُلْگون کُند
خار از کَفَت بیرون کُند، وان گَهْ سویِ گُلْزار شو ۳
مَشْنو تو هر مَکْر و فُسون، خون را چرا شویی به خون؟
همچون قَدَح شو سَرنگون، وان گاهْ دُردی خوار شو ۴
در گَردشِ چوگانِ او چون گوی شو، چون گوی شو
وَزْ بَهرِنُقلِ کَرکَسَش مُردار شو، مُردار شو ۵
آمد نِدای آسْمان، آمد طَبیبِ عاشقان
خواهی که آید پیشِ تو؟ بیمار شو، بیمار شو ۶
این سینه را چون غار دان، خَلْوَتگَهِ آن یار دان
گَر یارِ غاری هین بیا، در غار شو، در غار شو ۷
تو مَردِ نیکِ سادهیی، زَر را به دُزدان دادهیی
خواهی بدانی دُزد را؟ طَرّار شو، طَرّار شو ۸
خاموش، وَصفِ بَحْر و دُر کم گوی در دریایِ او
خواهی که غَوّاصی کُنی؟ دَم دار شو، دَم دار شو ۹
بیزار شو، بیزار شو، وَزْ خویشْ هم بیزار شو ۱
در مصرِ ما یک احمقی، نَک میفُروشَد یوسُفی
باور نمیداری مرا، اینک سویِ بازار شو ۲
بیچون تو را بیچون کُند، رویِ تو را گُلْگون کُند
خار از کَفَت بیرون کُند، وان گَهْ سویِ گُلْزار شو ۳
مَشْنو تو هر مَکْر و فُسون، خون را چرا شویی به خون؟
همچون قَدَح شو سَرنگون، وان گاهْ دُردی خوار شو ۴
در گَردشِ چوگانِ او چون گوی شو، چون گوی شو
وَزْ بَهرِنُقلِ کَرکَسَش مُردار شو، مُردار شو ۵
آمد نِدای آسْمان، آمد طَبیبِ عاشقان
خواهی که آید پیشِ تو؟ بیمار شو، بیمار شو ۶
این سینه را چون غار دان، خَلْوَتگَهِ آن یار دان
گَر یارِ غاری هین بیا، در غار شو، در غار شو ۷
تو مَردِ نیکِ سادهیی، زَر را به دُزدان دادهیی
خواهی بدانی دُزد را؟ طَرّار شو، طَرّار شو ۸
خاموش، وَصفِ بَحْر و دُر کم گوی در دریایِ او
خواهی که غَوّاصی کُنی؟ دَم دار شو، دَم دار شو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۳۲ - مستی ببینی رازدان، میدان که باشد مست او
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳۴ - نبود چنین مه در جهان، ای دل همین جا لنگ شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.