خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از جدایی از معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که بدون او، زندگی لذتی ندارد. او از تحمل فراق خسته شده و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که ثروت و قدرت دنیوی در مقابل عشق ارزشی ندارد و از معشوق می‌خواهد که از دنیای فانی گذر کند و به او بپیوندد.

متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

قطعه ۱۱ - ای جان پدر به حال ما رحمی کن

ای جان پدر به حال ما رحمی کن
زیرا بی تو تمتعی از جان نیست ۱

بسیار فراق تو کشیدم اما
زین بیش مرا تحمل هجران نیست ۲

ملک و ملکوت تخت سلطانی ماست
مخصوص به شهر یزد یا کرمان نیست ۳

بگذر ز خرابهٔ جهان جان پدر
آن گیر که این جهان همه ویران نیست ۴

برخیز و بیا که دنیی و عقبی هم
با همت دوست قیمتش چندان نیست ۵
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: قطعه تعداد ابیات: ۵ ۳۸۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۱۰ - ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب
گوهر بعدی:قطعه ۱۲ - غیرتش غیر دوست فانی کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.