خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت عشق و فنا در راه عاشقی تأکید دارد. شاعر از رهایی از خود و فدا کردن جان در راه عشق سخن میگوید و توصیه میکند که با رندان نشست و مستانه زندگی کردن را پیشه کنی تا به حقیقت برسی. همچنین، اشارهای به لطف خداوند و رسیدن به مقام سلطانی معنوی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مستی و رندان ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند فنا و عشق الهی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۵۵۱ - تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی
تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی
جان فدای عشق جانان کن که تا جانان شوی ۱
در خرابات مغان مستانه خود را در فکن
پند رندان بشنو و می نوش می تا آن شوی ۲
گر گدای حضرت سلطان من باشی چو من
لطف او بنوازدت ای شاه من سلطان شوی ۳
آفتاب حسن او مجموع عالم را گرفت
غیر او پیدا نبینی گر ز خود پنهان شوی ۴
گر برآئی بر سر دار فنا منصور وار
حاکم ملک بقا و میر سرمستان شوی ۵
زاهد مخمور را بگذار و با رندان نشین
تا حریف مجلس رندان و سرمستان شوی ۶
جز طریق نعمت الله در جهان راهی مرو
ور روی راه دگر می دان که سرگردان شوی ۷
جان فدای عشق جانان کن که تا جانان شوی ۱
در خرابات مغان مستانه خود را در فکن
پند رندان بشنو و می نوش می تا آن شوی ۲
گر گدای حضرت سلطان من باشی چو من
لطف او بنوازدت ای شاه من سلطان شوی ۳
آفتاب حسن او مجموع عالم را گرفت
غیر او پیدا نبینی گر ز خود پنهان شوی ۴
گر برآئی بر سر دار فنا منصور وار
حاکم ملک بقا و میر سرمستان شوی ۵
زاهد مخمور را بگذار و با رندان نشین
تا حریف مجلس رندان و سرمستان شوی ۶
جز طریق نعمت الله در جهان راهی مرو
ور روی راه دگر می دان که سرگردان شوی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵۰ - ترک مستم می پرستم یللی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵۲ - تن فداکن تا همه تن جان شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.