خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعات عرفانی و عشق الهی میپردازد، با تأکید بر وحدت وجود و رابطهٔ انسان با خدا. شاعر از مستی معنوی و نیاز به فیض الهی سخن میگوید و عقل را به زهد و دوری از این حالات توصیف میکند. همچنین، به نقش ساقی (نماد فیضبخش الهی) و لذتهای معنوی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی اشارات به مستی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
غزل ۱۵۳۰ - عالم جامست و فیض او می
عالم جامست و فیض او می
بی او همه عالم است لاشی ۱
او را نبود ظهور بی ما
ما را نبود وجود بی وی ۲
ای عقل تو زاهدی و ما رند
در مجلس ما میا برو هی ۳
یا رب که مدام باد ساقی
تا می بخشد مرا پیاپی ۴
گوئی که ز باده توبه کردی
زنهار مگو چنین کجا کی ۵
هر زنده دلی که کشتهٔ اوست
جاوید چو جان ما بود حی ۶
مستیم و حریف نعمت الله
می بر کف دست و گوش بر نی ۷
بی او همه عالم است لاشی ۱
او را نبود ظهور بی ما
ما را نبود وجود بی وی ۲
ای عقل تو زاهدی و ما رند
در مجلس ما میا برو هی ۳
یا رب که مدام باد ساقی
تا می بخشد مرا پیاپی ۴
گوئی که ز باده توبه کردی
زنهار مگو چنین کجا کی ۵
هر زنده دلی که کشتهٔ اوست
جاوید چو جان ما بود حی ۶
مستیم و حریف نعمت الله
می بر کف دست و گوش بر نی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۲۹ - هر مرده که شد به جام می حی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۱ - مجلس عشق است و ما سرمست می
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.