خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بر گذرا بودن زندگی و اهمیت زیستن در لحظه تأکید دارد. شاعر توصیه میکند که از زندگی لذت ببریم، عاشق باشیم و به عشق جان بسپاریم تا جاودانه شویم. همچنین، اشاره میکند که مرگ اجتنابناپذیر است، اما با عشق و بخشش میتوان به نوعی جاودانگی رسید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، بحث درباره مرگ و جاودانگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۵۰۳ - گر چه میری در این جهان میری
گر چه میری در این جهان میری
چون رسد وقت ناگهان میری ۱
آب سر چشمهٔ حیات بنوش
تا نمانند این و آن میری ۲
خوش کناری بگیر ازین عالم
پیش از آن دم که در میان میری ۳
زندهٔ جاودان توانی بود
گر تو در پای عاشقان میری ۴
هر که مُرد او دگر نخواهد مُرد
ور نمیری چو دیگران میری ۵
زنده دل باش و جان به جانان ده
گرنخواهی که جاودان میری ۶
نعمت الله به ذوق جان بسپرد
تو چنان رو که همچنان میری ۷
چون رسد وقت ناگهان میری ۱
آب سر چشمهٔ حیات بنوش
تا نمانند این و آن میری ۲
خوش کناری بگیر ازین عالم
پیش از آن دم که در میان میری ۳
زندهٔ جاودان توانی بود
گر تو در پای عاشقان میری ۴
هر که مُرد او دگر نخواهد مُرد
ور نمیری چو دیگران میری ۵
زنده دل باش و جان به جانان ده
گرنخواهی که جاودان میری ۶
نعمت الله به ذوق جان بسپرد
تو چنان رو که همچنان میری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۲ - جز خیال تو درین دیده نگنجد دگری
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۴ - مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.