خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر عشق و دلباختگی خود را با تشبیههای زیبا مانند «مهر رویش در دل ما همچو روحی در تنی» و «عشق او در جان ما چون آتشی در مجمری» توصیف میکند. او از جمال معشوق، دلبریهایش و تأثیر عمیق این عشق بر زندگی خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و دلباختگی افراطی برای سنین پایینتر نامناسب است.
غزل ۱۵۰۰ - جان چه باشد گر نباشد عاشق جان پروری
جان چه باشد گر نباشد عاشق جان پروری
دل چه ارزد گر نورزد مهر روی دلبری ۱
من چه بازم گر نبازم عشق یار نازکی
باده نوشی جان فزائی دلبری مه پیکری ۲
دیده تا دیده جمالش در خیالش روز و شب
بی سر و پا سو به سو گردیده در هر کشوری ۳
خسرو شیرین خوبان جهان یار من است
فارغ است از حال فرهاد غریبی غمخوری ۴
مهر رویش در دل ما همچو روحی در تنی
عشق او در جان ما چون آتشی در مجمری ۵
دیدهٔ تر دامنم تا می زند نقشی بر آب
در نظر دارد خیال عارض خوش منظری ۶
سید ار داری سر سوداش سر در پا فکن
تا نباشد بر سر کویش ز تو دردسری ۷
دل چه ارزد گر نورزد مهر روی دلبری ۱
من چه بازم گر نبازم عشق یار نازکی
باده نوشی جان فزائی دلبری مه پیکری ۲
دیده تا دیده جمالش در خیالش روز و شب
بی سر و پا سو به سو گردیده در هر کشوری ۳
خسرو شیرین خوبان جهان یار من است
فارغ است از حال فرهاد غریبی غمخوری ۴
مهر رویش در دل ما همچو روحی در تنی
عشق او در جان ما چون آتشی در مجمری ۵
دیدهٔ تر دامنم تا می زند نقشی بر آب
در نظر دارد خیال عارض خوش منظری ۶
سید ار داری سر سوداش سر در پا فکن
تا نباشد بر سر کویش ز تو دردسری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۹ - درویش فقیریم و نخواهیم امیری
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۱ - گذری کن به سوی ما گذری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.