خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نعمت الله ولی بیانگر مفاهیم عرفانی و عاشقانه است. شاعر از درد عشق و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید و به خواننده توصیه میکند که با پذیرش فنا به بقا برسد. همچنین، اشارهای به ارزش فقر و گدایی در راه عشق و رسیدن به حقیقت دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۸۹ - خبری گر ز حال ما یابی
خبری گر ز حال ما یابی
عمر گم کرده باز وایابی ۱
دُرد دردش چو صاف درمان نوش
که از آن درد دل دوا یابی ۲
باش با جام می دمی همدم
به از این همدمی کجا یابی ۳
کشتهٔ عشق زنده و جاوید
رو فنا شو که تا بقا یابی ۴
خوش بود گر چو ما در این دریا
عین ما را به عین ما یابی ۵
همچو ما گر گدای سلطانی
پادشاهی چو این گدا یابی ۶
نعمت الله را به دست آور
تا همه نعمت خدا یابی ۷
عمر گم کرده باز وایابی ۱
دُرد دردش چو صاف درمان نوش
که از آن درد دل دوا یابی ۲
باش با جام می دمی همدم
به از این همدمی کجا یابی ۳
کشتهٔ عشق زنده و جاوید
رو فنا شو که تا بقا یابی ۴
خوش بود گر چو ما در این دریا
عین ما را به عین ما یابی ۵
همچو ما گر گدای سلطانی
پادشاهی چو این گدا یابی ۶
نعمت الله را به دست آور
تا همه نعمت خدا یابی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۸ - چو یارم دلبر دیگر نیابی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۰ - گر ز صاحبنظر نظر یابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.