خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که با شکستن عهد و پیمان، دلش را نشکند. او با وجود همه جفاها، عهد خود را نگه میدارد و دلش را به معشوق سپرده است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دلشکستگی و جفا نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۴۸۲ - هر زمان خاطر مرا شکنی
هر زمان خاطر مرا شکنی
عهد بندی و باز واشکنی ۱
مشکن آن زلف پرشکن که دلم
بشکند چون تو زلف را شکنی ۲
مهر مهرت نهاده ام بر دل
حیف باشد که از جفا شکنی ۳
ما به عهدت درست جانبازیم
گرچه تو قول و عهد ما شکنی ۴
چون مراد تو دل شکستن ماست
دل به تو داده ایم تا شکنی ۵
سر ما آستانهٔ در تو
گر به صد پاره بارها شکنی ۶
نعمت الله شکستهٔ عشق است
بیگناهی دلش چرا شکنی ۷
عهد بندی و باز واشکنی ۱
مشکن آن زلف پرشکن که دلم
بشکند چون تو زلف را شکنی ۲
مهر مهرت نهاده ام بر دل
حیف باشد که از جفا شکنی ۳
ما به عهدت درست جانبازیم
گرچه تو قول و عهد ما شکنی ۴
چون مراد تو دل شکستن ماست
دل به تو داده ایم تا شکنی ۵
سر ما آستانهٔ در تو
گر به صد پاره بارها شکنی ۶
نعمت الله شکستهٔ عشق است
بیگناهی دلش چرا شکنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۱ - ای درد تو درمان من جان منی تو یا تنی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۳ - هرکه از ذوق خبر دارد و داند سخنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.