خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعات فلسفی و اخلاقی مانند فناپذیری انسان، غرور، و نیاز به درد برای یافتن درمان میپردازد. همچنین، از عناصر عرفانی و اجتماعی نیز بهره میبرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از ابیات ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۱۴۷۹ - گر چه آب حیات را مانی
گر چه آب حیات را مانی
در جهان جاودان کجا مانی ۱
ای که گوئی به پادشا مانم
غلطی کرده ای گدا مانی ۲
بر سر پل چه خانه می سازی
زود باشد که بی سرا مانی ۳
ما چنین مست و تو چنان مخمور
که به رندان بزم ما مانی ۴
درد باید که تا دوایابی
درد چون نیست بی دوا مانی ۵
از رفیقی سید عالم
حیف باشد اگر تو وامانی ۶
در جهان جاودان کجا مانی ۱
ای که گوئی به پادشا مانم
غلطی کرده ای گدا مانی ۲
بر سر پل چه خانه می سازی
زود باشد که بی سرا مانی ۳
ما چنین مست و تو چنان مخمور
که به رندان بزم ما مانی ۴
درد باید که تا دوایابی
درد چون نیست بی دوا مانی ۵
از رفیقی سید عالم
حیف باشد اگر تو وامانی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۸ - مرنجان جان باقی را برای این تن فانی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۰ - زهی عقل و زهی دانش که تو خود را نمی دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.